حسن مرسلوند
14
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
عرض كنم . تغيير قانون اساسى يا تجديدنظر در قانون اساسى دو جنبه دارد . يكى جنبهء داخلى كه بايد فهميد تغيير قانون اساسى نسبت به امور داخلى چه اثرى مىكند ؟ يكى هم جنبهء خارجى كه بايد ديد نسبت به امور خارجى در روابط بينالمللى چه اثرى خواهد داشت ؟ اما نسبت به جنبهء داخلى . اگر آمديم و گفتيم خانوادهء قاجاريه بد است ، بسيار خوب ، هيچكس منكر نيست بايد تغيير كند . . . البتّه امروز كانديداى مسلم شخص رئيس الوزرا است . خوب ، آقاى رئيس الوزرا سلطان مىشوند و مقام سلطنت را اشغال مىكنند . آيا امروز ، در قرن بيستم ، هيچكس مىتواند بگويد يك مملكتى كه مشروطه است پادشاهش هم مسئول است ؟ اگر ما اين حرف را بزنيم ، آقايان همه تحصيل كرده و درس خوانده و داراى ديپلم هستند ، ايشان پادشاه مملكت مىشوند ، آن هم پادشاه مسئول ! هيچكس چنين حرفى نمىتواند بزند و ما بايد سير قهقرايى بكنيم و بگوييم : پادشاه رئيس الوزرا و حاكم و همه چيز است . اين ارتجاع و استبداد صرف است ! ما مىگوييم كه سلاطين قاجاريه بد بودند ، مخالف آزادى بودند ، مرتجع بودند . خوب ، حالا آقاى رئيس الوزرا پادشاه شد ، اگر مسئول شد كه ما سير قهقرايى مىكنيم . امروز مملكت ما بعد از بيست سال و اين همه خونريزىها مىخواهد سير قهقرايى بكند و مثل زنگبار بشود ! گمان نمىكنم در زنگبار هم اينطور باشد كه يك شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملكت باشد ! اگر گفتيم كه ايشان پادشاهند و مسئول نيستند ، آن وقت خيانت به مملكت كردهايم ، براى اينكه ايشان در اين مقامى كه هستند مؤثر هستند و همه كار مىتوانند بكنند . در مملكت مشروطه رئيس الوزرا مهم است نه پادشاه . پادشاه فقط و فقط مىتواند به واسطهء رأى اعتماد مجلس يك رئيسالوزرايى را به كار بگمارد . خوب اگر ما قايل شويم كه آقاى رئيس الوزرا پادشاه بشوند ، آن وقت در كارهاى مملكت هم دخالت كنند و همين آثارى كه امروز از ايشان ترشح مىكند در زمان سلطنت هم ترشح خواهد كرد ، شاه هستند ، رئيس الوزرا هستند ، فرمانده كل قوا هستند . بنده اگر سرم را ببرند و تكهتكهام بكنند و آقا سيد يعقوب هزار فحش به من بدهد زير بار اين حرفها نمىروم ، بعد از بيست سال خونريزى ! آقاى آقا سيد يعقوب ! شما مشروطهطلب بوديد ، آزادىخواه بوديد ، بنده خودم شما را در مملكت ديدم كه بالاى منبر مىرفتيد و مردم را دعوت به آزادى مىكرديد . حالا عقيدهء شما اينست كه يك كسى در مملكت باشد كه هم شاه باشد هم رئيس الوزرا ، هم حاكم ! اگر اينطور باشد كه ارتجاع صرف است ، استبداد صرف است ! پس چرا خون شهداى راه آزادى را بىخود ريختيد ، چرا مردم را به كشتن داديد ؟ مىخواستيد از روز اول بياييد بگوييد كه ما دروغ گفتيم و مشروطه نمىخواستيم ، آزادى نمىخواستيم ؛ يك ملتى است جاهل و بايد با